زندگی من

کشتن ِیه آدم لزوماً همیشه چاقو فرو‌کردن در قلب و گلوله خالی کردن تو مغز اون آدم نیست...

گاهی جراحت و دردی که کلام ِناروا و ناحق و زهرآگین به دل ِ آدما وارد می‌کنه به مراتب می‌تونه کاری‌تر از زخم ِخون‌آلود ِ کارد ِسلاخی باشه ...

تیر‌های نفرت و کینه‌ و حسد و حسرت وقتی بی‌مهابا و پرقدرت دل و جون ِ آدما رو نشونه می‌رن حتما و حتما ً هزار بار کاری تر از هرجور گلوله‌ی گرم و کشنده‌ای‌ان..

.جالب اینه که همه‌مون اینارو می دونیم..

.یعنی اصلا مگه می شه که ندونیم؟! اما بی تفاوتیم بهش...با همه‌ی اهمیتش بی تفاوتیم بهش!

کاش حواس‌مون باشه...کاش به سنگ ِ عقده و کینه دل ِ آدما رو نشکنیم...مگه آدم اصلا چنین اجازه‌ای داره؟!

 

مگه ما کی‌ایم؟! قاتل‌هایی که ظاهرشون شبیه قاتل ها نیست و با یه لبخند مزورانه‌ی پت و پهن روی صورت یه قداره‌ی بزرگ توی آستین شون قایم کردن؟!اگه اینجوریه...وای! چه ترسناکیم!
 

 

# شبنم مقدمی

  • مامانی ...

نظرات  (۲)

چقدر تلخ و چقدر حقیقی :((

پاسخ:
بله...
بسیار تلخ و متاسفانه حقیقی😔
هر کسی میتونه یه قاتل باشه.

وای که چه تعداد آدمایی رو این زبون کوچیک نکشته و نابود نکرده..

بزرگترین هنر آدم به نظر من همین تکون دادن زبونه و گفتن یه به من چه!

اینو که آدم به خودش بگه دیگه راحته و در آرامش..

پاسخ:
بله متاسفانه.
واقعا همینطوره... اگه قبل از هر اظهار نظر و قضاوتی
متوجه باشیم که هیچ ربطی بما نداره اونوقت کنترل زبونمونم دستمون
میاد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی