- ۰۰/۰۴/۰۱
- ۲ نظر
کشتن ِیه آدم لزوماً همیشه چاقو فروکردن در قلب و گلوله خالی کردن تو مغز اون آدم نیست...
گاهی جراحت و دردی که کلام ِناروا و ناحق و زهرآگین به دل ِ آدما وارد میکنه به مراتب میتونه کاریتر از زخم ِخونآلود ِ کارد ِسلاخی باشه ...
تیرهای نفرت و کینه و حسد و حسرت وقتی بیمهابا و پرقدرت دل و جون ِ آدما رو نشونه میرن حتما و حتما ً هزار بار کاری تر از هرجور گلولهی گرم و کشندهایان..
.جالب اینه که همهمون اینارو می دونیم..
.یعنی اصلا مگه می شه که ندونیم؟! اما بی تفاوتیم بهش...با همهی اهمیتش بی تفاوتیم بهش!
کاش حواسمون باشه...کاش به سنگ ِ عقده و کینه دل ِ آدما رو نشکنیم...مگه آدم اصلا چنین اجازهای داره؟!
مگه ما کیایم؟! قاتلهایی که ظاهرشون شبیه قاتل ها نیست و با یه لبخند مزورانهی پت و پهن روی صورت یه قدارهی بزرگ توی آستین شون قایم کردن؟!اگه اینجوریه...وای! چه ترسناکیم!
# شبنم مقدمی
- ۰۰/۰۴/۰۱
چقدر تلخ و چقدر حقیقی :((